تبليغاتX
اجتماعی

ستاره مغربی

*********
دعایی در ژرفای شب،

سفری در سحر

و زنی چراغ به دست.

براستی

کدامین سرزنشی

در ستایش روح القدس

که نگاه عاشقانه دریچه شب

رو به درخت

با چراغ سرخ شقایق هم

بهانه خطبه بهاری را

از موج تا اوج

طلوع می کند؟!

کدامین آهنگ خزانی

در رستخیز سایه ی کبود دو انگشت

که خط در انتهای افق را

شاعرانه می سرایی؟!

که اینچنین

چراغ شب دریا

طوفان نوح را

تصویر دیگری می شود

از خطبه ای برای آب

در باغ سبز ِ شاعر.

میلاد ستاره ی مغربی!

خون و خاکستر

نیمه ای از نامه ی کلبه ی غزل

بر سر ِ موج ِ شب و شهر است.

خطبه ی سپید و سیاه را

خانه تکانی کن؛

که زن ِ چراغ بدست

سفری در سحر را

در ژرفای شب

دعا می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 0:32  توسط زهرا آسیابانی  |